قابی از خاطره


 


معرفی سایت مرکز مطالعات خلیج فارس 0

معرفی سایت مرکز مطالعات خلیج فارس

خلیج فارس

دریای پارس،یکی از حساسترن مکان های دنیا این حرف در دهه های اخیر بسیار شنیده شده و باعث بسیاری از کشمکش های سیاسی شده که گاهاً باعث شده که این موضوع از سیاست پایش را فراتر بگذارد و ورزش ،فرهنگ ،اقتصاد و.... را درگیر این نام کند برای ما ایرانی ها از همه لحاظ این مسئله مهم است و چند سالی است که کشور های حاشیه خلیج همیشه پارس می کوشند با صرف هزینه های سنگین نام این دریای کهن را به گونه ای که دوست دارند (خلیج ع ر ب ی) به جهانیان معرفی کنند هرچند که نمیتوانند منکر اسناد و نوشته های پیشینیان شوند با این مقدمه به معرفی سایت مرکز مطالعات خلیج فارس (موسسه مطالعات ژئوپولتیک،استراتژیک ،تاریخ و جغرفیای خلیج فارس) می پردازیم که نقش کلیدی در معرفی و بررسی ابعاد مختلف مورد نیاز وضع کنونی که همه به گونه ای خود را مدعی می دانند دارد ما با ابعاد دیگر که این مرکز در آنها فعالیت دارد کاری نداریم ما به قسمتی که مربوط به تاریخ خلیج فارس اشاره دارد سرو کار داریم اگر شما هم میخواهید در زمینه تاریخ خلیج فارس و جدیدترین نوشته های در زمینه تاریخ خلیج فارس اطلاعاتی داشته باشید بهترین گزینه همین سایت مرکز مطالعات می باشد که دارای منوی بسیار ساده می باشد که شما را به آنچه که میخواهید به راحتی می رساند.امیدوارم که شما هم از حامیان این سایت باشید .

بیایید از حریم تاریخی سرزمین ایران حراست کنیم

موفق باشید اسماعیل دهانی

تغییرات در قالب سایت 0

تغییرات در قالب سایت

بعد از قریب به 4 سال امروز تصمیم گرفتیم  سایت یه پوست اندازی بکنه پوسته گذشته با شرایط کنونی وب دیگر همراهی نمی کرد چون از نظر طراحی جوابگوی کار ما دیگر نمی شد و البته تکراری شده بود با اینکه فضای جالبی داشت، اما امیدوارم این پوسته هم بتواند مورد توجه شما قرار بگیرد بسیاری از امکانات به صورت اختصاصی برایش طراحی شده و دیگر نیازی به بعضی سرویس های اضافی که باعث کندی لود شدن سایت می شدن نیست طی یک نظر خواهی در روز های آتی از شما نظر خواهی خواهد شد که این تغییرات تا چه حدی انتظار شما را برآورده کرده است

شواهد نظامی در مقابل نظریۀ انحطاط هخامنشیان 0

شواهد نظامی در مقابل نظریۀ انحطاط هخامنشیان

دورۀ هخامنشی که از زمان کورش در ۵۵۹ ق. م به عنوان عصر تازه‌ای در تاریخ باستان آغاز شده بود سرانجام با شکست داریوش سوم، آخرین پادشاه هخامنشی در مقابل اسکندر مقدونی به پایان رسید. منابع یونانی و به پیروی از آنان، بسیاری از مورخان جدید، انحطاط و زوال هخامنشیان را یکی از عوامل این شکست مطرح می‌-کردند اما باید پرسید آیا شواهدی برای وجود این انحطاط در آستانۀ هجوم اسکندر مقدونی وجود دارد؟

داریوش سوم، آخرین شاه هخامنشی، پس از اردشیر سوم و ارسس به تخت نشست. امپراطوری هخامنشی در زمان اردشیر سوم با آشوب‌هایی در نقاط مختلف قلمروی خود روبه‌رو شده بود. برخی از آن‌ها مانند آشوب آرتاباز مشکل چندانی ایجاد نکردند به طوری‌که فرماندهی ارتش هخامنشی برای دفع آن برعهدۀ سرداری محلی گذاشته ‌شد شورش در مصر و فینیقیه و قبرس به اندازۀ کافی بزرگ بود که اردشیر تصمیم بگیرد شخصاً فرماندهی سپاه ایران را برعهده بگیرد، شورش در سواحل مدیترانه فرونشست و پس از آن مصر پس از سال‌ها استقلال، بار دیگر در تاریخ ۳۴۲ ق. م. جزئی از امپراطوری هخامنشی گشت. ملاحظه می‌گردد که شورش‌های کوچک و بزرگ در زمان اردشیر سوم نهایتاً با قدرت سرکوب شده و حتی ایالت مصر بار دیگر از نو فتح می‌گردد.

بعد از اردشیر سوم، پسرش ارسس و پس از قتل او، داریوش سوم به تخت سلطنت نشستند. افزایش بحران­های خانوادگی و قتل‌های شاهان و شاهزادگان، ابزاری برای توصیف ناتوانی قدرت امپراطوری و در واقع زمینه‌سازی مورخان کلاسیک برای ورود اسکندر به عنوان پایان‌دهندۀ این بی‌نظمی تلقی می‌شود اما به تخت نشستن داریوش سوم، ضامن اجرای قاعدۀ اصلی و مهم هخامنشیان مبنی بر ماندن قدرت پادشاهی در خاندان بود.

از زمان داریوش بزرگ، وقتی پسر مشروعی در خاندان وجود نداشت، پسران دیگران که درون حلقۀ اصلی قرار داشتند بر سر جانشینی مبارزه می‌کردند و یکی از آنان یا از طریق شیوۀ ازدواجِ درون‌همسری برای خود مشروعیتی بیش از دیگران به دست می‌آورد یا با نیروی اسلحه و نبرد فردی بر دیگران پیروز می‌شد احتمال دیگر که در مورد داریوش سوم رخ داد، این بود که فردی از خاندان فرعی به تخت بنشیند و شاخه‌ای که پیش‌تر در حاشیه قرار داشت، قدرت را در دست بگیرد، به هر حال آنچه که مهم است و در مورد داریوش سوم نیز صادق است این است که این شاخۀ حاشیه‌ای، بخشی از کلیّت خاندان بوده و اکنون پس از به تخت نشستن، تبدیل به شاخۀ اصلی می‌شود. امپراطوری هخامنشی هرگاه چنین شرایطی داشته با شورش‌های محلی ‌روبه‌رو شده است.

داریوش سوم از حمایت اشراف پارسی برخوردار بوده است (کنتیوس کورتیوس روفوس، III، ۳، ۱۴ و ۲۱) اما با مشکلاتی در شهر بابلیِِ اوروک و همینطور در مصر (ممفیس) روبه‌رو می‌شود. لیستی از شاهان اوروک به اکدی وجود دارد که مدرک ما برای رخ دادن شورش در بابل است. (کورت ۲۰۰۷: ۴۲۵-۴۲۶) در این لیست پیش از نام داریوش، شاهی با نام بابلی آمده است؛ با وجود تردیدهایی که در مورد اشتباه کاتب بابلی وجود دارد اینکه تنها در یک سند، چنین نامی آمده باید به کوتاه و زودگذر بودنِ شورش این غاصب مربوط باشد در واقع به نظر می‌رسد که وقفۀ ناشی از این شورش مربوط به آشفتگی شرایط ابتدای حکومت داریوش باشد که پس از ثبات داریوش در جایگاهش به عنوان شاه بزرگ، این شورش نیز به سرعت سرکوب شده و اثری از آن در دیگر منابع محلی باقی نمانده است به همین ترتیب یک شورش محلی دیگر نیز در مصر به سرعت سرکوب می‌شود. (مورکوت ۲۰۰۵: ۱۴۳)

بنابراین در چند دهۀ آستانۀ حملۀ اسکندر مقدونی، ارتش هخامنشی به سرعت شورش‌ها را فرو خوابانده است که نشان می­دهد قدرت مرکزی، ساختار خود را حفظ کرده و سرعت عمل هخامنشیان برای مقابله با ورود اسکندر به آسیا نیز مؤید آن است. در واقع باید پذیرفت که شواهد نظامی با نظریۀ انحطاط که برآمده از تصویرسازی منابع کلاسیک است تناقض دارد.

منابع:

Kuhrt, A., 2007, The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period, London and New york: Routledge.

Quintus Curtius Rufus, ۲۰۰۴, The History of  Alexander. John C. Yardley(trans),  Penguin: Harmondsworth.

Morkot, R, 2005, The Egyptians: An Introduction (Peoples of the Ancient World), London and New York:  Routledge

 

———

چاپ شده در:

اعتدال (گاهنامۀ مستقل دانشجویی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران)، دورۀ ۱، شمارۀ ۳، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، صفحۀ ۶

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته آقای یزدان صفایی